شعر ارسالی حمیدرضا فتحی عزیز(البته سرشار از اغراق و مبالغه)دانش آموز دبیرستان شهید مدنی تبریز

یاد استاد عزیزم خوش باد
یاد باد آنچه به من یاد بداد
گرچه از مادر و بابا زادم
لیک گویی پدرم بود استاد
دانشش را به من ارزانی داشت
بحری از علم در این سینه نهاد
زنگ املا چو مدادم بشکست
قلم خویش به من هدیه بداد
ناله کردیم ز دستش در مهر
گریه ی دوری از او در خرداد
نام او بود کریمی گویا
هرکجا هست دلش باشد شاد!

۳ دیدگاه

  1. با سلام، این شعر عجیب با اینکه در سبک و در سیاق، بسیار شبیه به شعر ایرج میرزاست؛(قدر استاد نکو دانستن … حیف استاد به من یاد نداد.) لیکن، بازنویسی مقبول و دلنشینی است.
    ابهام اندکی در بیت ۵ است. اما در کل شعر جالب و قابل قبولی است. باید به شاعر این شعر آفرین گفت.
    استاد کریمی، به علت نشر این شعر از شما متشکریم.

  2. با کسب اجازه از ساحت استاد،

    ما اینیم دیگه! 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *