میز مطالعه

درباره گوشی تلفن همراه

این ۴مورد رو درباره موبایل خودتون بدونید یه روزی استفاده میشه: اول وضعیت فوق العاده شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا ۱۱۲ است. در ایران نیز اگر شما حتی در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره ۱۱۲ را بگیرید، موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعیت فوق …

بیشتر بخوانید »

ﻫﯿﭻﮔﺎﻩﺭﻭﺯﻧﻪﻫﺎﯼﮐﻮﭼﮏﺯﻧﺪگی ات ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ

ﺭﻭﺯﯼ ، ﮔﺮﮔﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﮐﻮﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﯾﮏ ﻏﺎﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺯﺁﻥﻋﺒﻮﺭﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪﮔﺮﮒﺑﺴﯿﺎﺭﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭﻓﮑﺮﮐﺮﺩﮐﻪﺍﮔﺮﺩﺭﻣﻘﺎﺑﻞﻏﺎﺭﮐﻤﯿﻦﮐﻨﺪ،ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕﻣﺨﺘﻠﻒﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ . ﺑﺪﯾﻦ ﺳﺒﺐ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﮐﺮﺩﺗﺎﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ . ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ، ﯾﮏ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒﺑﻪﺩﻧﺒﺎﻝﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺭﻓﺖﺍﻣﺎﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺴﺮﻋﺖ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﺍﻩﮔﺮﯾﺰﯼﭘﯿﺪﺍﮐﺮﺩ ﻭﺍﺯﻣﻌﺮﮐﻪﮔﺮﯾﺨﺖﮔﺮﮒﺑﺴﯿﺎﺭﺩﺳﺘﭙﺎﭼﻪ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭﺳﻮﺭﺍﺥ ﺭﺍﺑﺴﺖ . ﮔﺮﮒﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪﺧﻮﺭﺩ ﺭﻭﺯ …

بیشتر بخوانید »

داستانی زیبا از یک دختر زشت

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدید آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند. نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او …

بیشتر بخوانید »

دوستی و محبت قوی تر از خشم و اجبار است.

روزی باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم. آفتاب گفت: چگونه؟ باد گفت آن پیرمرد را میبینی که کتی بر تن دارد؟ شرط میبندم من زودتر از تو کتش را از تنش در می اورم. آفتاب در پشت ابر پنهان شد و باد به صورت گردبادی هولناک شروع به وزیدن گرفت. هرچه باد شدید تر میشد پیرمرد کت …

بیشتر بخوانید »

ماجرای لیلی و مجنون در مکتبخانه

هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود . استاد سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جوابی نداد ، مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت . استاد دوباره سوال خود را پرسید و باز مجنون در گوش لیلی و باز …

بیشتر بخوانید »