آثار ارسالی شما

شعر ارسالی حمیدرضا فتحی عزیز(البته سرشار از اغراق و مبالغه)دانش آموز دبیرستان شهید مدنی تبریز

یاد استاد عزیزم خوش باد یاد باد آنچه به من یاد بداد گرچه از مادر و بابا زادم لیک گویی پدرم بود استاد دانشش را به من ارزانی داشت بحری از علم در این سینه نهاد زنگ املا چو مدادم بشکست قلم خویش به من هدیه بداد ناله کردیم ز دستش در مهر گریه ی دوری از او در خرداد …

بیشتر بخوانید »

یک یادداشت قدیمی از یک دانش آموز قدیمی(دادگاه کریمی)

                                      بسمه تعالی یادداشت های روزانه                                        یکشنبه    ۸۷/۱۱/۶         روزخوبی بود،یعنی تاآن زمان به خوبی گذشته بود.خداراشکر.زنگ سوم فرارسیده بودوما(کلاس دوم۳)بعداززنگ ورزش منتظرآقای کریمی بودیم. وقتی که ایشان ازدرب ورودی سالن روبه روپابه حیاط گذاشتند،فوری یکی ازبچه هاخبرآمدن ایشان رابه کلاس داد. …

بیشتر بخوانید »

ترجمه ای آزاد از شعر “O Zephyrus!” از H R Fathi(حمیدرضا فتحی)

ترجمه ای آزاد از شعر “O Zephyrus!”  از H R Fathi دور از تو ای نسیم! هر لحظه ای که می گذرانم ز عمر خویش افسوس می خورم اندوه می برم نابود می شوم تو منبع محبت و احساسی ای نسیم! حسّاسی ای نسیم! والاترین دقایق عمرم به پای تو زیبایی ای نسیم! سخت است آن که نیم نگاهی به …

بیشتر بخوانید »

تو که هستی دل ما هست(سیداکبری عزیز؛شاعر و مجری جوان)

دیگر به هوای تو شدم مست، کریمی گر نیست بُدَم،حال شدم هست،کریمی علم و هنر و شعر و فراست همگی بود اکنون همگی از دل من رَست ،کریمی روزی همه از عشق و وفا شعر سرودند امروز وفا رخت خودش بَست ،کریمی مردم همه در فکر زر و سیم و مقام اند دیدم همه فانـی و رونده ست ،کریمی آن …

بیشتر بخوانید »